|
كاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
دو تاچشم پر از اندوه - واسه دل شكستگیم بود
همه آرزوم اینه - كه دستام توی دستای تو باشه
تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه
واسه چی ؟
خدا نخواسته ؟
من تو آغوش تو باشم ؟؟؟؟؟
قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
همه هستی قلبم - تو دو حرف خلاصه میشه
عشق تو
بودن با تو
دو نیاز زندگیم شه
پرم از ترانه تو گرچه واژه ها حقیرن
خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستمو میگیرن
راز عشق منو هیچ كس غیر مهتاب نمی دونه
تنها شاهد واسه غصه – گریه و تنهاییم اونه
وای اگه من این نبودم كاش پرنده باشم
تا از این دور بودن از تو ..
بتونم بلكه رها شم
یه پرنده شم شبونه بكشم پر به خیالت
برسم به لونه تو
بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه میشد واسه گریه
رو شونت سر میگذاشتم

|