تبليغاتX
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده فراق تو

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

فراق تو

حرف دل


من رضا رضا بگم تو هم منو صدا کنی

دوس دارم نگات کنم تو هم منو نگا کنی
من تو رو صداکنم تو هم منو صدا کنی
قربون صفات برم از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره اگه به من نگا کنی
دل من زندونیه تویی که تنها میتونی
قفسو وا کنی و پرنده رو رها کنی
میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
تو سرت شلوغه زیر دستیات فراوونن
از خدا میخوام کمی نگا به زیر پا کنی
تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه
این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب
من با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنی
به وفای کفترای حرمت منم میخوام
کفتری باشم که تنها تو منو هوا کنی
دلمو گره زدم به پنجره ات دارم میرم
دوست دارم تا من میام زود گره ها مو واکنی
صد هزار دفه م(دفعه هم) شده پای ضریح زار میزنم
تا دلت یه بار بسوزه دردامو دوا کنی
دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همیشه
من رضا رضا بگم تو هم منوصداکنی

یا امام رضا خیلی دلم گرفته خودتم خوب میدونی

به جوادت قسمت میدم که منو بطلب تا

بیام پابوست به این زودیا 

خیلی حرفا برای گفتن دارم

شاید تو تسکینم باشی

این درخواست رو بعنوان عیدی روز میلادت بهم عطا کن

86/08/30 توسط منا |

ای مادر ......

ای مادر در وصف تو چه می توانم بگویم وقتی وجودم قطره ای است

از دریای بیکران عشقت.

همه شب بیدار ماندی تا صدای گریه های مرا نشنوی٬ روزها نگران بودی و

دل خوش با آمدن من.

مادر سرشت را با چه ساخته اند که بی پروا عاشقی٬ در تار و پود وجودت

تنها این کلام را می یابم٬ عاشقی.

خدایا برترین خلقتت مادر است چون وجودش برابر است با وجود همه مخلوقات‌‌٬

صدایش آرامش روح٬  خنده هایش مرحم دل خسته.

خدایا تنها این را می گویم و بس تو قدرت نیایش خود را به بندگانت داده ای

ولی قدرت ستایش زحمات مادر را نداده ای.

 مادر مدتهاست محروم دیدنت هستم ولی به خدا قسم لحظه ای نیست

که یادت را٬ حضورت را از خاطر بیرون کنم. 

به بزرگیت قسم که بهشت لیاقت زیر پای تو و هیج مادری را ندارد

چون وجودتان بزرگتر از هر زمینی است.

رفتنت هجرت پروانه ای بود از میان گلستانی از  عشق و داغی عمیق بر دل من.

رفتنت را هیچ گاه فراموش نمی کنم٬ مردن مهر و محبت در زندگیم.!!

ای کاش٬ ای کاش مرا به دنیا نمی آوردی و وارد بازی روزگار نمی کردی

تا رفتنت را ببینم و در فراغت زانوی غم را به جای آغوش گرمت در بغل بگیرم.

کاش می ماندی و مرا در فراغت چنین به سوگ نمی نشاندی٬

کاش می ماندی و من بر پاهایت بوسه می زدم.

دست روزگار از میان همه این گلهای زیبا چرا گل مرا چید. چرا

پیکان تیزش را بر دل کودکانه من زد؟

بی مقصد در راهم و می خواهم تنها به تو بیندیشم و از تو بگویم.

از تو که تخم عشق را در دلم کاشتی٬ ولی فرصت نشد طعمش را بجشی.

می خواهم از زیباییت بگویم٬ از زیبایی خنده هایت از نوازش های پر مهرت٬

از مهربانی های بی اندازه ات٬ می خواهم صدایت را بشنوم که مرا می خوانی

و مرا به خود دعوت می کنی.

می خواهم دوباره تو را در آغوش بگیرم  و بگویم که دوستت دارم.

مادر اکنون که بر سر مزارت ایستاده ام باد ملایمی می وزد و صورتم را

نوازش می دهد٬ شاید این تویی.

انعکاس نور آفتاب از سنگ مزارت را روی چشم اشکبارم حس

می کنم٬  شاید این تویی که می خواهی اشکانم را پاک کنی.

روی زانوهایم می نشینم و می  گویم مادر من آمده ام.

شعر روی سنگت را زمزمه می کنم:

مادرم دیده به سویت نگران است هنوز

غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر بر همگان  مهر و وفا کرده ای تو

نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

مادر لحظه شماری می کنم برای آن فرخنده لحظه ای که وجود پر

از عشقت را در کنار وجود پوچم حس کنم.

                                

86/08/27 توسط منا |

شرط بهشت رفتن

خدا انداخت زیرپای مادر

بهشتی کز همه چيز است بهتر

اگر خواهی شوی مهمان جنت

نداری بهتر از مادر تو نعمت

بود شرط بهشت اين حرف آخر

که باشی خاک زير پای مادر

86/08/27 توسط منا |

...تا غروب زندگی پیشم بمان

مادر ای خون تو در رگ های من

مادر ای دروازه رویای من

مادر ای آموزگار مهربان

تا غروب زندگی پیشم بمان

تقدیم به تمام مادرانی که همیشه نگران بچه های خویش اند

و بهترینِ مادرانند.

برای مادرانی که در قید حیات می باشند

آرزوی زندگی با عزت و عظمت دارم و

برای آنان که در فراق مادر نالانند خواهان صبر و شکیبایی هستم

و برای روح آن بزرگوارن عُلوّ درجات را

از درگاه خدای مهربان مسألت دارم.

کاش تا همیشه دستم توی دستای گرمت بود و

جون می گرفتم از گرمای وجودت

86/08/27 توسط منا |

برای همیشه قلبم فقط جای توست بخواب مادر

گریه کردم مثل ابرا بی تو مادر

شد دل من جای غصه ها بی تو مادر

رسول خدا گفت بهشت زیر پای توست بخواب مادر

برای همیشه قلبم فقط جای توست بخواب مادر
  

رفتی و من تنها ماندم

باغصه هام و غم هام ماندنم

گر که تو را آزردم مادر حلالم کن


بعد از تو من بی پناهم

ای که بودی تکیه گاهم

خیز و بنگر اشک و آهم

مادر حلالم کن

86/08/25 توسط منا |

درد دل دختر بامادر

 

مامان خوبم ، دلم واست تنگ شده .آخه تا کی باید دور باشیم از هم ؟

تا کی منو تنهایی ؟ تا کی منو بی مادری ؟ تا کی باید این داغو به دل بکشم ؟

تا کی باید حسرت  دیدنت رو داشته باشم ؟ ببخشید بلد نیستم کلمات بهتری بکار ببرم .

آخه تو باید بودی که یادم میدادی .هنوز خیلی کوچیک بودم که رفتی .

چه زود گذشت سالهای مادر داشتن. چه زود گذشت سالهای دست تو دست

پدر و مادر داشتن .آخه سهم من کم بود .

منم مثل بقیه سهم بیشتری میخواستم از این نعمت خدا

چه زود گذشت چند لحظه با تو بودن اما چه دیر میگذره لحظه های تنهایی .

دیگه تو خوابمم نمیای . مگه چه بدی کردم بهت ؟ مگه چه نافرمانی کردم که

از دیدنت تو خواب هم محرومم میکنی ؟ یه شب توی خوابم دیدمت از اون

به بعد هرشب به امید دیداری دوباره با تو چشمام را  هم میگذارم

اما انگار دیگر تو مرا لایق دیدار حتی در خواب هم نمیدانی...

مامان  دلم تنگ شده واسه اینکه اسمم  رو از دهن تو بشنوم .

دلم تنگ شده واسه شونه زدن موهام به دست گرم و مهربون تو .

دلم تنگ شده واسه آغوش گرمت دلم تنگ شده واسه بوسه زدنت

به پیشونیم و  گونه هام .دلم تنگ شده واسه خونه ای که تو مرتبش می کردی .

واسه بوی خوش غذایی که با دستای رنج کشیدت درست میکردی .

واسه لباسای اتو زده ای که دست تو بهشون می خورد و صافشون میکرد. 

کاش بودی و دلم رو که از نبودنت چروک شده و پژمرده با

اتوی دستات گرمت صاف میکردی .

مامان یعنی در کوچه پس کوچه های رویاها هم تورا نمی تونم ببینمت ؟

یعنی دیگر حتی نمیتوانم صدای زیبای قدمهایت را در عالم رویاهام بشنوم ؟

تنها جاهایی کــــه هر روز تو رو بیشتر از قبل احساس میکنم

یکی اطاقک تاریک قلبم است و دیگری باغ زیبای خاطراتمه

 جای خالیت هر روز بیش از پیش در  زندگیم حس میکنم .

مگه نمی دونستم که یه دختر تا آخر عمرش به وجود مادر نیاز داره ؟

 مگه نمیدونستی که همیشه باید راهنمام باشی ؟

همیشه در میخونه عاشقم جات خالیه... جامت را کنار گذاشته ام

مهربونم تا لحظه ای که بر گردی...

کاش میومدی ای مهربونم . ای که با همه مهربون بودی

پس چرا با فرزندات نامهربونی کردی ؟ چرا تنهامون گذاشتی ؟

میدونم رفتی مهمونی کسی که تو رو دعوت کرده که دیگه تو

این دنیای نامهربون نباشی و دیگه از سختی های این دنیا راحت بشی

میدونم خدا زود تورو برد که زود جواب خوبیهات رو بده و

از این دنیای کثیف راحت بشی

 اما تو که بی فرزندات قدم از قدم بر نمیداشتی .

تو که جونت به جونمون بسته بود

تو که هیچوقت دلم ما رونشکوندی . حالا هم بزرگی کن و بیشتر این دل رو نشکن

این دل تنگ و شکسته از دوریت رو نشکن.

بیا و با بودنت بست بزن به این دل از هم پاشیده

می مونم منتظرت تا همیشه هر چند میدونم این رفتنت دیگه بازگشتی نداره

دیگه بدون تو زندگی هم زندگی نمیشه...

اینو و بدون اگر به ظاهر زندگی میکنم اما به خاک پات قسم مرده ای بیش نیستم

آخه یه فرد  با نفس و با قلب زنده است

اما تو که نفسمی و نیستی

تو  قلبمی که دیگه نمیطپه

پس من مرده ای بیش نیستم

جونم فدات فدای خاک پات

انتظار دارم هرچه زودتر از منم دعوت کنی بیام پیشت

پس منتظرتم تا دعوتم کنی به زودی

دیگه بی صبر شدم دیگه طاقتم طاق شده دیگه نمیتونم

نمیتونننننننننننننننننننننننننننننم

86/08/25 توسط منا |

نوازش کن مرا مادر که فرزند تو غمگینه

تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دمسازه
صبوریهای تو ای مادر مرا به گریه می اندازه
مثل یک طفل خواب آلود من محتاج آغوشم
از آن لالایی هات بخوان باز هم توی گوشم
برا سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی
برای اشک های من همیشه آستین بودی
تو ای همیشه غمخوارم، تو ای محرم ترین یارم
بنام نامی مادر همیشه دوستت دارم
نوازش کن مرا مادر که فرزند تو غمگینه
کی می خواد بعد از این تو قلب من جای تو بنشینه
گل من، روزگارروزی تو را از شاخه می چینه
در آغوشم بگیر مادر که رسم روزگار اینه
 گل من، روزگارروزی تو را از شاخه می چینه
در آغوشم بگیر مادر که رسم روزگار اینه
برا سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی
برای اشک های من همیشه آستین بودی
تو ای همیشه غمخوارم، تو ای محرم ترین یارم
بنام نامی مادر همیشه دوستت دارم
نوازش کن مرا مادر که فرزند تو غمگینه
کی می خواد بعد از این تو قلب من جای تو بنشینه
گل من، روزگارروزی تو را از شاخه می چینه
در آغوشم بگیر مادر که رسم روزگار اینه
تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دمسازه
صبوریهای تو ای مادر مرا به گریه می اندازه
مثل یک طفل خواب آلود من محتاج آغوشم
از آن لالایی هات بخوان باز هم توی گوشم

86/08/22 توسط منا |

حرفی از جدائی با من نزن

حرفي از جدائي با من نزن

مرگ شعله ها رو دامن نزن

 من كوير نيمه جونم رو به جنونم با تو جون مي گيرم

 عشق تو بسته به جونم اگه تنها بمونم باوركن ميميرم

براي دلبستن نگو فرصتي نيست

 نگو هرچي به وقتش دوست داشتن نوبتي نيست

 نگو ديگه رفتي نزار بشم تنها

 گل بارون زده دلگيره بي تو دنيا

 

86/08/22 توسط منا |

.... و فقط خاطره هاست

   

  در گذرگاه زمان؛ خیمه شب بازی دهر

   با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد

 

  عشقها می میرند

 

  رنگها رنگ دگر می گیرند

 

  و فقط و فقط

 

  خاطره هاست

 

  که چه شیرین و چه تلخ دست نخورده برجاست

     

86/08/22 توسط منا |

تو ای محنت کش پر درد پرلبخند ای مادر

    

تو ای محنت کش پردرد پر لبخند 

تو ای مادر تو ای مصلوب مهر مادری تا لحظه آخر 

تو ای شیرین تر از هر برگ این دفتر   

تو ای مادر نمی دانم که میدانی

که هر شب با تو وپندار تو در خویش میگریم

نمی دانم که میدانی که از دوری تو دلریش می گردم 

 که اوج لذتم پنداری از چهر تو میگردد

که هر شب تاسحر چشمان گرمم بستر مهر تو میگردد 

نمی دانم که تو میدانی که از پستان تو

شیرینتر ین شهد حیاتم را فرو خوردم

اگر چه شرمگینم نیک میدانم

 تو را بسیار آزردم

چه شبها بوده ای بیدار بر بالینم ای مادر 

 تو را میبینم ای مادر ودر خود شرمسارم

از تو ای زیبای غمگینم

من اکنون میدانم که یک لقمه ای از لقمه ات خوردم 

 مرا زادی که یار ویاورت باشم

ولیکن من تورا بسیار آزردم

پس از آن ، از تو ببریدم 

ندانستم نفهمیدم 

من اکنون مانده بی تو

 به سویت بازمیگردم

چو میدانم تو می بخشی 

 تو را می گویم ای مادر حلالم کن

خطا کردم توای آنکس که در این شام تنهایی 

برایم نوری از خورشید و امیدی

تواندر آسمان عمرمن

اینک توئی آنکس که گرمی بخش عمرم ، همچو خورشیدی

تو ای دریای مهر ولطف و ایثار

که از شرمندگی غرقم در آن دریا 

به حرفم گوش کن ای مادر از تو شرمگینم 

من آن نوزاد لرزانم که روزی روزگاری

شیره جان تو نوشیدم 

من آن طفل مسکینی که از هر باد

چون پیچک به پای تو بپیچیدم

مرا در یاد می آید

خدای کوچکم بودی

که در هر ناشکیبایی شکایت با تو میکردم

که هر لحظه امیدم  بوده ای و تو رفیقی بوده ای ای مادر خوبم

 که هر شادی و هر غم را

حکایت باتو میکردم

من ای مادر کلام عشق را از مهر زیبای تو فهمیدم

ولیکن بی خود بودم که بر استاد خود بیهوده بالیدم

تو ای در خراب آباد این عالم 

یگانه گوهر اندر دست پررنجم 

خدا داند که از آزر تو ، من  پشیمانم 

تورا من دوست میدارم  ای مادر   

86/08/21 توسط منا |




فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


وصله عشق من و تو نگسست
با تار و پود جان برایت خانه میسازم
چندانکه نگه میکنمت خوبتری
ای به قربان جان و تنت
با سخنان گرم تو .....
روز مادر مبارک
مادر ابتدا و انتهای هر عشق
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی
وقتی .....

هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

دلتنگیهای شبانه
حسین
وخداوند عشق را آفرید ( همزاد)
ساحل آرامش
لنگه جوراب سوراخ ( LEON(
صاحبدلان
مدیران خبره
ماه تولد شما - وبلاگ شما
خط خطی های من
خاک نگاه -
فقط برای تو ساختمش
یک قطره عشق
دختر شب و پسر ماه و ستاره
دردم از یار است و درمان نیز هم
من دیوونتم
بهترین دانلودها
عشق شیشه ای من
یه عاشق
هادی
پرنده زیبا
پیام و مریم
دهکده عشق
خلوت غم
love is all
اشعار عاشقانه من
پرشین یاس کارت
عکسهای جالب
رضا - مهسا
ارباب وفا
قصه دل تنگی
به چشم های خود دروغ نگیم خدا دیدنی ست
دلشکسته
درد دل
همتا

RSS 2.0